خرید بک لینک

پارلمانتاريسم مجازي، فرصت تحزب!

الَّذينَ إِن مَكَّنّاهُم فِي الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ وَأَمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنكَرِ وَلِلَّهِ عاقِبَةُ الأُمورِ

هم‌آنان که اگر در زمین به آنان توان و تسلّط دهیم، نماز را کامل و بی‌نقص به جای می‌آورند و (از مال خود) انفاق می‌کنند (چه واجب باشد و چه مستحب) و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست نهی می‌کنند؛ و تصمیم‌گیری درموردفرجامِ همه‌ی کارها، تنها با خداست.

حج - ۴۱

پارلمانتاریسم مجاز،فرصت تحزب!

مدتها در اين انديشه بودم، كه شايد آن گروه آمر بمعروف و ناهي از منكر؛ كه بناست حكومت ها را به راه خير پذيرفته شده در جهان امروز و در ميان نسل امروز و در عرصه عقلي و منطقي امروزي دعوت كنند، همين احزاب و دستجات و انجمن ها و صنوف و نهضت هاي سياسي باشد.
در جاي ديگري كه مي بينيم، بعضي اولياي بعض ديگرند، و مشخص هم نميكند كه كدام بعض بر آن ديگري ارجحيت دارد؛ احتمالا همين توازن و همين تصادم و انذار مدام طرفيني را مراد داشته است.
و الا چگونه مي توان مدعي شد كه همواره، يك قوم سراسر خير و نكويي و بصيرت داريم و يا يك فرد سراپا بركت و شعور و فهم و ادراك، كه از قضا خير خواه هم هست و اوست كه موظف به اين امر به معروف و نهي از منكر، در قبال همه آن ديگران است.
در طول تاريخ، ممكن است با كلي تعارف و اغماض؛ بتوانيم تعدادي پيامبر و امام و اوليا و خواص ويژه اي را در اين زمره قرار دهيم.
حتي پيروان بظاهر قريب النظر، و حتي آنهاييكه در دايره خاصان يكي از آنهايي باشند كه تقريبا تمام جامعه بشري در حسن و نيكخواهي اش اجماع داشته باشند؛ نمي توانند ادعاي مشي در چنين مسير و مرامي را داشته باشند و از اين ادعا، دست بالا را براي مجوز زور گويي داشته باشند.
چرا كه مي بينيم عيسي را يكي از حواريون و علي را يكي از عابدون الراكعون الساجدون از پاي در آوردند يا بنحوي بر حسب ظاهر حذف كردند.
اما اين لغو مجوز در زمانيستكه بخواهيم، يكي مطلق العنان و آمر مفرد باشد و ديگران جملگي مطيع و منتظر، براي شنيدن اوامر و نواهي حضرت ايشان.
از ديگر سو چنين نگرشي، ديگر "امر" را كه لازمه اش داشتن قدرت است؛ خواه قدرت برگرفته از جمعيتي مثل يك حزب يا گروه باشد، خواه مقبوليتي ناشي از اجماع عامه و باقي ماندن بر اجماع باشد، خواه حتي اشتهار به نيك انديشي و نيكو عملي باشد، ولو كه مقبول همه نباشد، نظير آنچه امام علي و باقر و صادق بودند. شقاق ديگري هم مي تواند قدرت انذار را در آدميان ايجاد كند، كه بيشتر مجال نيست.
اما امروز كه نه چنين افرادي خير خواه هستند و نه اگر باشند از طرف مردم پذيرفته ميشوند، و عموم پذيرفته شدگان حيله گران و مزوران اند و اكثر نيكخواهان، مستعفيان و كنار زده شدگان و دست و پا بستگان هستند؛ كه هركدام را به تهمتي يا دروغي يا حمله رسانه اي و ايجاد انديشه مسمومي به گوشه اي رانده اند، و اگر مقصود و اصل ماجرا هم چنين نبوده كه هست، اما چنين مي نمايد؛ چه چاره اي جز تشكيل احزاب و گروهها و دسته ها و جبهه ها داريم!؟
جمعيت هايي كه هريك بتوانند ديگري را انذار كنند، و از خطا باز دارند و براي خوب نشان دادن خود هم كه شده، در اصلاح خود بكوشند و مدام، هم خود را بسازند و هم ديگري را بكاوند، و اينگونه تضاد را بدل به يك نعمت كنند و تهديد تفرقه را به فرصت خودسازي و دگر سازي و پالايش جامعه تغيير دهند.
حتي متعصب ترين و عنود ترين گروهها، هر چقدر هم كه پايداري كنند؛ وقتي كه رويگرداني مداوم همه را از خود مي بينند و هيچ تغيير در آرا اكثريت و حتي اقليت، نسبت به خود احساس نميكنند، مگر فزوني نفرت و بالارفتن شدت بيزاري؛ به خود مي آيند و دنبال اصلاح خود مي روند.
اگر هم درطي قرنها گروههايي پيدا شود، كه خوارج گونه خود را محور حق و فضيلت و صواب و عدل بدانند و براي اجراي سير انديشه هايشان، چنانچه در تواريخ آمده است دست به هر پلشتي و رذالتي بزنند و هر خوني را بريزند و هر امر پذيرفته اخلاقي و هر خير مقبولي را، به پاي آن هدف مجهول قرباني كنند، و حتي گاهي چنان در صراط مستقيمشان ديرپا و استوار باشند كه راوي و مدعي آن صراط را منكر شوند؛ ديري نمي پايد كه منزوي ميشوند.
ازينجا به بعدش دو دسته را مي بينيم و ديده ايم. يكي آنها كه گويي واقعا در عقيده خود ثابت بوده اند و اگرچه در نظر عامه نا مقبول و ناصواب مي نمايند، اما چنان در آن عقيده ثابت اند كه قرنها و نسل ها ميگذرد و همچنان هماني كه هستند ميمانند، ولو كه به يك شهر يا ده يا قلعه خلاصه شوند.
دسته دومي هم هست، كه اندكي پس از انزوا آنها را ميابي، دست از تمام آنچه براي آن قداستي و حرمتي قائل بوده اند و ديگران را بچوب مخالفت با آن مقدسات خودساخته، هريك بنحوي مي رانند شسته اند و با همان چيز هاي كه ديروز انديشيدنش، حرام قطعي بود عكس يادگاري مي گيرند و براي هم پپسي باز ميكنند.
اين عجائب الخلق كه از لطايف صنع ح

ضرت جلت اند، اما همچنان مدعي اند كه هرآنچه اكنون عمل ميكنيم، جز پايداري در اصول سابق نيست و اينها نيز وجوهي ديگر است از همان معيار ها؛ ايندسته چندان قليلند و چنان عجيب كه بحث راجع به ايشان چندان فايده مند نيست، اگر نگوييم بي فايده است.
بگذريم...
اما وقتي كه به ساختار انديشه اي حاكم بر جامعه مان نگاه مي كنيم، چنان نگرش منفي نسبت به احزاب وجود دارد و چنان تفاخري نسبت به انديشه مجرد و مستقل هست كه حتي طرح چنين مفهومي، كه بسياري ما شبيه به هم فكر ميكنيم و هيچكدام عين هم فكرنميكنيم، امري دشوار و طولاني مدت است.
بگمانم تنها راه ادراك اين معنا، "كه سير انديشه هايي كه بشود آنرا مختلف دانست، بعيد است به انگشتان دو دست برسد؛ و آن ديگران صرفا در جمله بندي و طرز بيان تفاوت دارند، و ديگرِ افتراقات چندان نيست كه قائل به تفكيك اينها از يكديگر شويم، كه باز همان چند دسته هم در اكثر قريب به اتفاق جوامع به دو سير فكري خلاصه ميشود كه در مقابل هم صف آرايي ميكنند، و اگر هم گاهي دسته سه ام و چهارمي پيدا ميشود؛ تنها اختلاف در ميزان راديكال بودن يا تساهلگرايي در قرابت و قبول يكي از آن دو دسته است و نه در بيان يك حرف جديد و محتواي كاملا نو" اين بود كه يك پارلمانتاريسم ايجاد مي شد.
آنچه بنده از لفظ پارلمانتاريسم مراد دارم، آنستكه فضايي ايجاد شود، كه هركس مفردا و مستقلا، بتواند رأي و نظر شخص خودش را عرضه كند و در عين حال، رأي و نظر ديگران را هم بشنود؛ و هيچكس برتري بواسطه ثروت يا رانت، در فرصت بيشتر و يا محل بهتر و امكانات بيان و آزادي فزون تر نداشته باشد.
تنها چيزي كه در چنين فضايي رعايت نمي شود، برابري در شوق و رقبت ديگراعضاي سازمان جامعه، نسبت به شنيدن يك فرد است. آنهم ناشي از جايگاه اجتماعي قبلي ميشود كه براي خودش دست و پا كرده و يا جبراً، به محيط و خانواده اي وارد شده، كه آن جايگاه را برايش نصيب كرده است؛ و راهي بجز اصلاح فكر همه مردم در پذيرش برابر آرا مختلف براي رفع آن نيست، كه تقريبا محال است. و البته براي مورد نخست ناديده گرفتن تلاشهاي عمرانه يك فرد براي پذيرفته شدن، چندان عادلانه هم نيست.
سؤال اينجا بود كه فضايي چنين، كه آندسته اي از هشتاد ميليون جمعيت، كه مايل به شركت و نظر دهي در امور مختلف هستند و ميخواهند سخنشان را بيان كنند، چگونه و در كجا ميتواند ايجاد شود.
بطور معمول و طبق تحقيق يكي ازين مؤسسات غربي كه اعتبارش را نميدانم، بيش از ده درصد افراد جامعه نيستند، آنها كه مايل به حركت و بيان و طرح آرا خود هستند، و باقي به زيستن آرام و دور از دغدغه و نگاه كردن به فعاليت اجتماعي، بعنوان يك تفريح و يا هيجان هر از گاهي بسنده مي كنند.
طبق آنچيزي هم كه مي بينم، آندسته اگر در را برويشان ببندند، پنجره و سوراخ ديوار را پيدا ميكنند، اما قدري سخت تر و دير تر، و همين دير شدن كافيست كه طبقه حاكمي كه خودش را مبسوط اليد ميابد و هيچ مراقبي بر خود نمي بيند، هرچقدر هم كه خداترس و اخلاقگرا باشد، بتدريج با توجيهات خداپسندانه و اخلاقي، در فساد و فحشا و پليدي غوطه ور شود.
اما چگونه ميشد كه اين جمعيت بسيار را، كه هر لحظه فكري ميكند و سخني دارد و مطالبه اي، مدام مجتمع كرد براي سخن گفتن و شكوه كردن، و گاهي هم تقدير و تعزيز كردن!؟ اين امر با ظهور شبكه هاي اجتماعي ميسر شد.
قدري زمان لازم است كه قرابت فكريمان به يكديگر را دريابيم، و متوجه شويم كه اين همه فكر و انديشه را، برغم تعارض هاي غير متضاد، ميشود در دوجبهه ي متضادي كه تضادشان، موجب اصلاح و حركت و بهبودي مدام است خلاصه كرد.
جبهه هايي كه هيچكدام مطلقا صحيح يا مطلقا ناصحيح نيستند؛ اگرچه كه پذيرا هستيم حق مطلق و باطل مطلقي وجود دارد. اما نميتوانيم منفصلان از منبع هدايت مستقيم الهي و مردمان دنيا را، كه استنادات نقلي و برداشتهاي روايي و قرآنيشان، با عقول و احساسهاي گوناگون همانقدر با يكديگر تعارض دارد، كه استدلال هاي صرفا زميني و دنيايي شان، بدون هيچ باوري به عالم غيب و ماورا.
لذا با عبور تدريجي از آن شكل پارلمانتاريسم و نزديكي به تحزب و جبهه بندي هايي كه مدام يكديگر را به نيكي امر ميكنند، در حاليكه تسلطي بر يكديگر ندارند و ابزار مقبوليت امرشان، توانايي اثبات و آوردن دليل و استدلال است؛ مي توانيم اميدوار تر به يك جامعه سازنده باشيم

*لازم به يادآوري نيست كه نگارنده سراپا تقصير اين سطور، نه فقيه است و اهل فتوا، نه سياس است و تئوريسين و نه دانشمند و روشنفكر و زاهد و مدعي و امثال اينها، تنها يك فردي است از همان ده درصد و لاغير.

١١/٥/٩٦




Powered By
 
NILOBLOG.COM

سوالات متداول

چرا پارلمانتاریسم مجاز،فرصت تحزب! اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

آخرین اطلاعات درباره براي چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به براي در این گزارش ارائه شده است.

مهم‌ترین نکات درباره چنين چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره چنين در متن مقاله بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: اشکان فراهانی تاريخ: شنبه 3 مرداد 1405 ساعت: 9:50

صفحه بندی